لاريجاني ها اهل کجا هستند؟
 بعيد مي دانم اينها اهل جايي باشند. اسم شان لاريجاني است که بايد ولايتي در شمال ايران باشد. اما خودشان متولد عراق و بزرگ شده نجفند. چند سال قبل از انقلاب در معيت پدر، که آيت اللهي همسايه آقاي خميني در همان شهر بود، به ايران مي آيند و آنگاه که ان
هر چيز قيمتي دارد
در خبرها خواندمبه خانواده هايشان 16 ميليون تومان داده اندپول زيادي است نه؟اما کدام خانواده ها و چرا نيز مهم استدر خبرها خواندمبه خانواده معدنچيان زمستان يورتبراي کفن و دفن مرده هايشان 16 ميليون تومان داده اندبله پول زيادي است براي جسد يک مرده فقيراما
تحليلي بر انتخابات رياست جمهوري
به نظر من مهمترين مسئله اين انتخابات نه حسن روحاني است که عملا در قدرت ايران کاره اي نيست و در حاشيه است و نه قاليباف است که او هم اصلا جدي گرفته نمي شود. بلکه فرد اصلي و مسئله اصلي اقاي رييسي است. متوجه شده ايد چه اعتماد به نفسي دارد؟ اين اعتماد به
اشتباه استراتژيک
معلوم نيست چرا اصولگراها اسم اين آقاي رييسي رو براي انتخابات رييس جمهوري يا حتي رهبري مطرح کردند اصلا معلوم نيست اونا مطرح کردند يا همينطور در اين فضاي هردمبيل مجازي اسم ايشون سر زبونا افتاد به هر حال به نظر ميرسه جناح اصولگراي حکومت يه اشتباه بزرگ استراتژيک مرتکب شد با اين کار به نظر حقير اين دلايل
سال سقوط
سعي کردم شعري بنويسم که توصيف اين سال هاي ما باشه اميدوارم خوشتون بيادسال سقوطسال فرارسال گريز و انتظارفصل شکفتن فلزسال سياه دوهزارسال سقوط عاطفهتا بينهايت زير صفرنهايت معراج ذهنانديشه تفسير صفرتو ذهن ماشينهاي سردمعناي عشق و احتياجروي نوار حافظهيعني يه درد بي‌علاجسال به بن‌ب
بوي ريحون يادمون رفت
بوي ريحون يادمون رفتلب ايوون يادمون رفتگل و گلدون يادمون رفتشرشر بارون يادمون رفتکاري آوردن سرمونکه اسم بابامون و شکل مامون يادمون رفتکي بودن اينا ديگهاز کجا اومده بودنقوم لوط و مغول و تاتارپيششون فرشته بودنخدا اين چه سرنوشتي بودکه تو  پيشوني ما نوشته بودنهر کي بودن هر چي بودنزدن و خوردن و بردن
بگذرد اين روزگار تلختر از زهر
شايد گفتن اين حرف ها آن هم در اين وبلاگستان ريش و پشمي درست نباشدحتما برادران انگشنر عقيق و پيشاني پينه بسته - که معمولا چون به خلوت مي روند آن کار ديگر مي کنند- از اين حرف ها بدشان بيايد و ايضا خواهران ماخوذ به حيااما خوب اينجا مي گوييم و مي نويسيمچيزي هم نيستهمين است که هستواقعيت تلخ يک حضوري
من موندم
من  موندم اين ملتي که شاعر نداردحافظ و سعدي و مولانا نداردچطور دارد عيد مي گيرد؟ملتي بي شاعر بي موسيقي بي آوازه خوانآخه چه چيزي را جشن ميگيري لامصب؟!
نظري کوتاه و مختصر درباره انتخابات رياست جمهوري
بقايي که رد صلاحيت مي شود رييسي هم که راي بيار نيست به خاطر خاطرات 67 هيچ فرد مستقل روشن مترقي از طبقه ضعيف هم که جرات نمي کند حتي کانديد شود پس چهار سال ديگر حسن اشرافي روي سينه ملت نشسته استبادا بادا مبارک بادا
چپ مرد راست پدر ملت را درآورد
چپ سال 1360 و  مرديعني واقعيت کشتنشبچه هاي خوبي بودند که آرمان هاي بزرگ داشتندبدبخت ها زياد کتاب مي خوندنو مي خواستن خانه اي نو زيبا فراخ و آسوده براي ملت مفلوک ايران بسازندمي گفتند 2500 سال استبداد شاهنشاهي بس استحالا نوبت فقرا توسري خورده ها ست که حکومت کنندولي نشدبعد که چپ مرد راست پدر ملت ر
سه اپيزود نوروزي
ماجراي يک روحاني که فيلم بازي مي کندمي گويند يک روحاني پيدا شده که فيلم بازي مي کند. جل الخالق روحاني هم فيلم بازي مي کند؟ هنرپيشه مي شود؟ هنرپيشه ديديم روحاني بشود تو فيلم مارمولک مثلا. ولي عکسش...؟ مي گويند هنرپيشه خوبي هم هست. يک چيزي در مايه هاي بيک ايمانوردي...از آن کافه به هم زن هاي قهار!رييس
عجب دور و زمانه اي شده
دو ماه است با يک دختر تهراني چت مي کنم ديشب بالاخره خواستم از دهانش بشنوم دوستم دارد؟ازش پرسيدمچي رو تو اين دنيا دوست داري؟گفت خدا روگفتم خوب بعد از خدا و پول کي رو دوست داري؟گفت آره خيلي!ديشب تا حالا خوابم نمي برد
چه بارانيست اين باران
سکوت خانه ام سنگينو شر شر بارانمي شويد همه تنهاييم راوقت نوبهاران استدر اين بامداد خيسدر اين تنهايي سرشاربه ياد کودکي هايموه چه زيبا بودبس گوارا بود بارانوقت نوبهاران استعبور ساکت مناز کنار روزگاران است  
دولت و منجلاب اشرافيت
دولت روحاني تمام ويژگي هاي يک دولت بد از نگاه يک ايراني معمولي را داشت با آن داغ اشرافيتي که از روز اول بر پيشانيش خورد از طرف همه داغديگان فقر و فلاکت اين ديار مطرود شدروحاني همه ويژگي هاي يک آدم نامحبوب و يک ليدر ناخوشايند را داشتاز همان اولين عکس ها که کنار برادرش نشسته بود و برادر او را باد مي ز
حقوق ناچيز کارگر
نمک پاشيد بر زخممحسن اين بدترين آدممنم زحمت کش اين سرزمين سخت بيهودهوليکن مدامم رنجه مي دارند اين مشتي خدانشناس حق نشناسيکي از ديگري بدتريکي از ديگري نسناس تر نسناسمنم همدم با سنگيني آهنبا دشواري هر سنگمنم با کوره ها درجنگمنم در پيکار با اهريمناهريمن دژخيم بيکاري و استيلاي شرق و غربوليکن آنکه بايد ه
غزل غزل هاي حافظ
گفتم غم تو دارمگفت يعني همچين ميزنم تو سرت که برق از کلت بپرهگفتم که ماه من شوگفت گ... خورديگفتم که نوش لعلتگفت خوب بنال ببينم ميخواي چه بگيما را به آرزو کشتگفت بروووو پي کارت ازگلگفتم که کفر زلت گمراه عالمم کردگفت مقصر خودت بودي و همه کستگفتم ز مهر ورزان رسم وفا بياموزگفت هرگزبعد گفت کوچيکيگفتم دل
دليل عدم راي آوري روحاني
شايد مهمترين دليلي که ممکن است آقاي روحاني بار ديگر براي رييس جمهوري انتخاب نشود فقدان پايگاه طبقاتي است. فکر مي کنم بهترين تحليل درمورد مسائل اجتماعي تحليل طبقاتي باشد. البته اين يک توضيح طبقاتي است تا تحليل. از اولين رييس جمهور تا امروز هيچکدام بدون يک پايگاه طبقاتي نبوده اند به غير از آقاي روحاني
حرفاي اين دور و زمونه
پسري از مادرش پرسيدچرا همه آن هايي که در تلويزيون هستند چاق و سرخ و سفيد و سرحالند ولي ما لاغر و زرد و بدبختيم؟مادرش گفتچه ميدونم***حساب کرد ديد امکان ندارد خودش خوشبخت شودروي بدبختي ديگران حساب ويژه اي باز کرد***نفر اول گفت تصميم گرفته ام به حسن روحاني راي بدهمنفر دوم گفت اين مثل راي به دندان مصنوع...