خرید بک لینک

پسري از مادرش پرسيد


چرا همه آن هايي که در تلويزيون هستند چاق و سرخ و سفيد و سرحالند ولي ما لاغر و زرد و بدبختيم؟


مادرش گفت


چه ميدونم


***


حساب کرد ديد امکان ندارد خودش خوشبخت شود


روي بدبختي ديگران حساب ويژه اي باز کرد


***


نفر اول گفت تصميم گرفته ام به حسن روحاني راي بدهم


نفر دوم گفت اين مثل راي به دندان مصنوعي است


نفر سوم گفت البته دندان مصنوعي در ليوان آب


***


پسري از مادرش دوباره پرسيد


اين کيه که فقط ميشينه حرف ميزنه ولي خودش هيچ کاري نمي کنه


مادرش گفت ننه بزرگته


گفت نه ننه بزرگمه که ميشناسم اونو ميگم


چشم هاي مادرش پر از خون شد


***


نفر اول گفت مي خواهم به حسن روحاني راي بدهم


نفر دوم گفت اين مثل ادامه تقريبا هيچ است


نفر سوم گفت مثل رضايت به تنبل خانه شاه عباس است


نفر اول گفت من هم براي همين مي خواهم به روحاني راي بدهم

برچسب: نویسنده: سپیده کریمی‌پور تاريخ: جمعه 20 اسفند 1395 ساعت: 14:53

صفحه بندی