خرید بک لینک

گفتم غم تو دارم


گفت يعني همچين ميزنم تو سرت که برق از کلت بپره


گفتم که ماه من شو


گفت گ... خوردي


گفتم که نوش لعلت


گفت خوب بنال ببينم ميخواي چه بگي


ما را به آرزو کشت


گفت بروووو پي کارت ازگل


گفتم که کفر زلت گمراه عالمم کرد


گفت مقصر خودت بودي و همه کست


گفتم ز مهر ورزان رسم وفا بياموز


گفت هرگز


بعد گفت کوچيکي


گفتم دل رحيمت کي عزم صلح دارد


گفت وقت گل ني


(البته يه چيز بي ادبي گفت من خلاصش کردم


گفتم خوشا هوايي کز باغ خلد خيزد


گفت مث آدم حرف بزن ببينم چي مي خواي بگي


گفتم زمان عشرت ديدي که چون سرآمد


گفت برو گم شوااااااااااا


 


 

برچسب: نویسنده: سپیده کریمی‌پور تاريخ: چهارشنبه 25 اسفند 1395 ساعت: 0:58

صفحه بندی