خرید بک لینک

سعي کردم شعري بنويسم که توصيف اين سال هاي ما باشه اميدوارم خوشتون بياد


سال سقوط


سال فرار


سال گريز و انتظار
فصل شکفتن فلز


سال سياه دوهزار
سال سقوط عاطفه


تا بينهايت زير صفر
نهايت معراج ذهن


انديشه تفسير صفر
تو ذهن ماشينهاي سرد


معناي عشق و احتياج
روي نوار حافظه


يعني يه درد بي علاج

سال به بن بست رسيدن


پنجه به ديوار کشيدن
از معنويت گم شدن


تن به غريزه بخشيدن
قبـيـله يعني يه نفر


همخوني معـنـا نداره
همبستگي خوابيه که 


تعبيــــر فردا نداره
سال سقوط سال فرار


سال گريز و انتـظار
پاييـــز تلخ و بي بهار


سال سياه دوهـــزار

سالي که خون تو رگها نيست


قلب فلزي تو سينه ست
وقتي که تصوير زمان


شکستگي آيــــنه ست
قبـيـله يعني يه نفر


همخوني معـنــا نداره
همبستگي خوابيه که


تعبيـــر فردا نداره

تو اون روزهايي که مياد


کسي به فکر کسي نيست
هرکي به فکر خودشه


به فکر فريادرسي نيست
همه به هم بي اعتنــا


حتي به مرگ همديــگه
کسي اگه کمک بخواد


کي مي دونه اون چي ميگه
توي کتابهاي لغــــت


سفيده برگها هميشه
نه دشمني نه دوستي


هيچي نوشته نمي شه


 



برچسب: نویسنده: سپیده کریمی‌پور تاريخ: يکشنبه 6 فروردين 1396 ساعت: 8:36

صفحه بندی