خرید بک لینک

فقيريم و سنگ قبر سرمايه داري


بر سينه مان سنگيني مي کند


نه با کسي تعارف داريم نه با شما شوخي


زندگي به کاممان تلخ است


تلخ است تلخ تلخ تلخ


زهر مار است


ما جماعت آشفته حالانيم


دلمان ناخوش است


سرمان ناخوش تر


آن سوي دره بهشت سرمايه داري است


که در آن مرداني با لباس هاي سبز و رداهاي سياه براي خودشان مي چرخند و مي چرند


اين سوي دره ماييم که نان خشکي به دهان مي بريم


آن سوي دره زني سانتي مانتال با ماشين 500 ميليوني سگي کوچک دارد و خيلي ناز مي کند


اين سوي دره ننه کلثوم شب ها گرسنه مي خوابد


آن سوي دره هزار تا کاخ و ويلاست


اين سوي دره خرابه است و واويلاست


ما نمرده ايم ولي در جهنم زندگي مي کنيم


سنگ قبرمان را به دوش مي کشيم


بر سنگ هاي قبرمان يک کلمه نوشته شده است


سرمايه داري

برچسب: نویسنده: سپیده کریمی‌پور تاريخ: جمعه 20 اسفند 1395 ساعت: 14:53

صفحه بندی