مثلا عيده
ولي دو ريال ندارم که خرج سر و وضع خودم کنم و تيپ بزنم
مثلا عيده
ولي پرستوها نه لونه اي مي سازن نه هيچي
گنجيشکا ميخوان بخونن گلوشون پر از دوده پر گرد و غباره
مثلا عيده
ولي بچه مدرسه اي ها غمباد گرفتن
همون لباساي کهنه همون کفشاي پاره
مثلا عيده
ولي صدا و سيما ماتم گرفته
مثلا عيده ولي مردم با هم قهرن
مغازه دارا به فکر اينن چطور کلاه مشتريو بردارن
مثلا عيده
حاجي فيروز
عمو نوروزو بگو از اين ورا رد نشيا
ننه سرما رو بگو از خواب خوش پانشيا
حاجي فيروز
خودتم اگه ميشه بيرون نيا از خونتون
داريه زنگيتو بنداز يه گوشه
نميخواد سياه کني دست و سر و صورتتون
واسه دو زار نيا توي خيابونا ادا نريز
برچسب:
نویسنده: سپیده کریمیپور