خرید بک لینک

مدتی بود که سودا زده یک نفر بودم

حالا اون کی بود و چی بود بماند یا من کی هستم

اون یک چیزی بود برای خودش و من

و من هم یک چیزی هستم برای خودم

منتها چیزی که بود سودایی شدنم با باورهایم نمی خواند

باورهای مارکسیستی نابم رفتارم را تایید نمی کردند

و دچار نوعی تضاد ایدئولوژیک در ساختار پسیکولوژیکم شده بودم

نمی فهمیدم دارم چه کار می کنم و چرا می کنم اما می دانستم دارم اشتباه می کنم

خیلی کارها کردم که نباید

حالا نه از آن کارهای بد بد

به قول نویسنده خسی در میقات ما را چه باین گنده گوزی ها

ولی خوب کارهای جالبی نبود

تا اینکه دیشب پریشب چشم حقیقت بینم یک مرتبه باز شد و فهمیدم ای دل غافل کجای کار خراب کرده ام

خیلی ساده یک بار دیگر طبقه خودم را فراموش کرده بودم

اصلا چند ماه تمام یادم رفته بود که دارم در یک جامعه طبقاتی ندگی می کنم

یادم رفته بود که من جزو طبقه فرو دست جامعه هستم

و از قشر بسیار ضعیف این طبقه....

فرض کنید زن زیبایی در خیابان راه می رود و دل می برد

فرض کنید دو نفر این خانم ترگل ورگل را می بینند

دو مرد یکی بازاری که مثلا در همان خیابان یک مغازه چه می دانم درست و حسابی دارد

و یک مرد یک لا قبایی که او هم آنجاها می پلکد

واکنش طبیعی هر دوی اینها این است که با دیدن زن غریزه جنسی شان تحریک می شود

البته اگر خواجه نباشند

اینجا جامعه یک امکان بالقوه را در اختیار بازاری سرمایه دار و مرد یک لاقبا قرار داده

اما ایا امکان مساوی هم در اختیارشان برای رفع نیاز جنسی با کمک زن قرار داده است

هرگز

اینجاست که جبر و حکومت سنگین طبقه بر فرد خودنمایی می کند

اتفاقاتی می افتد

بازاری با کمک پول و امکانات و هوش خود خیلی شیک از زن بهره کشی جنسی می کند و نیازش را در کمال ارمش برطرف می سازد بدون انکه اب در دل کسی تکان بخود

طبقه فرادست زن را می کند

اما مرد فقیر چه می کند

او به احتمال زیاد ابتدا دچار توهم میشود

توهم اینکه می تواند از زن استفاده کند

اما طبقه فرودست او بهش امکان نمی دهد

زیرا زن را قبلا بازاری برده است

او در نوبت بماند هم بی فایده است زیرا بازاری بعد پیشتر از اوست

چیزی از طبقه بالا به طبقه او نمی ریزد و نمی ماسد

اما نیاز جنسی درونی او چه می شود؟

نیاز جنسی در تقابل با طبقه به ناکجا اباد می رود

و مرد فقیر بر سر دو راهی قرار می گیرد

یکی استفاده از زنی از طبقه خودش که احتمالا مریض و ایدزی و معتاد و بدبخت است

دو رفتن به سوی ارتکاب جرم و جنایت

نتیجه اولی بیماری و فقر بیشتر است

و نتیجه دوم زندان و شکنجه و مجازات


برچسب: نویسنده: سپیده کریمی‌پور تاريخ: شنبه 27 خرداد 1396 ساعت: 4:07

صفحه بندی